خیلی زود خیابان دلش را زد
آمده بود سراغ روزهای طلایی
بی خبر از شب های سرد و ...
[ ]
+ نوشته شده در ساعت 17:12 توسط نرگس کیان
دستت در دست سرد ويراني بود
مسافر كشتي نوحم ،
آمدنت از اول اشتباه بود.
[ ]
+ نوشته شده در ساعت 16:20 توسط نرگس کیان
" خاطرات"
ما چیستیم؟
جُز مولکولهای فعال ذهن ِ زمین ،
که خاطرات کهکشان ها را
مغشوش می کنییم!
********
" دلقک "
بعد از آن شب بود ،
که انسان را همه دیدند
با بادکنکِ سَرَش
که بزرگُ بزرگتر می شد به فوتِ علم
وتماشاچیان تاجر ،
تخمین می زدند که در این استوانه بزرگ
می شود هزار اسبُ الاغ را
به هزار آخور پُر از کاهُ علوفه بست
و همه دیدند که آن شب او
انگشتر اعتقاد به سپیدارها را
از انگشتِ خود بیرون کشید !
با کلاهی از یال شیر ،
بارانی یی از پوستِ وال ،
شلواری از چرم کرگدن ،
کفشی از پوست گاومیش ،
موهایی از یال بلندِ اسب ،
دندانهایی ار عاج فیل
و استخوانهائی همه از طلای ناب
و قلبش....
تنها قلبش قلبِ خوذ او بود !
کندوی نو ساخته ای
که زنبورانش در دفتر ِ شعر ِ شاعری ،
همه سوخته بودند
به آتش گلهای سرخُ زرد !
[ ]
+ نوشته شده در ساعت 11:20 توسط نرگس کیان
از زمین خوردن های پی در پی ات
پای نگاهت در کفش چشمانم است.
[ ]
+ نوشته شده در ساعت 10:23 توسط نرگس کیان
بي تو مهتاب شبي باز از آن كوچه گذشتم
همه تن چشم شدم خيره به دنبال تو گشتم
شوق ديدار تو لبريز شد از جام وجودم،
شدم آن عاشق ديوانه كه بودم
***
در نهانخانه ي جانم گل ياد تو درخشيد
باغ صد خاطره خنديد
عطر صد خاطره پيچيد
***
يادم آمد كه شبي با هم از آن كوچه گذشتيم
پرگشوديم و در آن خلوت دلخواسته گشتيم
ساعتي بر لب آن جوي نشستيم
تو همه راز جهان ريخته در چشم سياهت
من همه محو تماشاي نگاهت
***
آسمان صاف و شب آرام
بخت خندان و زمان رام
خوشه ماه فرو ريخته در آب
شاخه ها دست برآورده به مهتاب
شب و صحرا و گل و سنگ
همه دل داده به آواز شباهنگ
***
يادم آيد : تو به من گفتي :
از اين عشق حذر كن!
لحظه اي چند بر اين آب نظر كن
آب ، آئينه عشق گذران است
تو كه امروز نگاهت به نگاهي نگران است
باش فردا ، كه دلت با دگران است!
تا فراموش كني، چندي از اين شهر سفر كن!
***
با تو گفتم :
"حذر از عشق؟
ندانم!
سفر از پيش تو؟
هرگز نتوانم!
روز اول كه دل من به تمناي تو پر زد
چون كبوتر لب بام تو نشستم،
تو به من سنگ زدي من نه رميدم، نه گسستم"
باز گفتم كه: " تو صيادي و من آهوي دشتم
تا به دام تو درافتم، همه جا گشتم و گشتم
حذر از عشق ندانم
سفر از پيش تو هرگز نتوانم، نتوانم...!
***
اشكي ازشاخه فرو ريخت
مرغ شب ناله ي تلخي زد و بگريخت!
اشك در چشم تو لرزيد
ماه بر عشق تو خنديد،
يادم آيد كه از تو جوابي نشنيدم
پاي در دامن اندوه كشيدم
نگسستم ، نرميدم
رفت در ظلمت غم، آن شب و شب هاي دگر هم
نه گرفتي دگر از عاشق آزرده خبر هم
نه كني ديگر از آن كوچه گذر هم!
بي تو اما به چه حالي من از آن كوچه گذشتم!
*****
[ ]
+ نوشته شده در ساعت 10:14 توسط نرگس کیان
شرمنده
جنس خریداری شده
پس داده نمی شود.

[ ]
+ نوشته شده در ساعت 19:51 توسط نرگس کیان
دانه ای به او چشمک زد و
او خیلی اتفاقی دانه ی بعدی و تمام دانه ها را تا دم دام چشمانت دید
به هوای بام تو پر کشیده بود
اما
به روی خودش نیاورد ، انگار نه انگار که بام و دانه و دامی دیده بود.

[ ]
+ نوشته شده در ساعت 22:13 توسط نرگس کیان
نفسی نه می آید ، نه می رود
شهید و مفقودالاثر هم نیستم
پس کجا گور به گور شده ام؟

[ ]
+ نوشته شده در ساعت 21:9 توسط نرگس کیان
ناگهان دل خانه ها لرزید
ستون ها کمرشان شکست
زمین از شرم طغیان کرد
انگار کسی نبود
وقتی صاحب خانه دلش به درد آمد
سبز و سفید و سرخ به پشتوانه مرکزش طوفان به پا کرد
زنگ بیداری تکانی خورد
عده ای پلک ها را تکانی دادند
اما
کسی حواسش پی دیدن بود؟
نگاه ها گریان از سخاوت روزگار نبودند
کسی
به دل ها عقل سرخ
به جان ها شهادت
به خاکستر خانه ها، آتش
به آنها عشق هدیه داده بود
۲۳ بار خزان آمد و رفت
تا
چشم هایشان رنگ پرواز پرستو ها را دیدند.
اتمام فاجعه تبریک
[ ]
+ نوشته شده در ساعت 22:53 توسط نرگس کیان
کاش نگاه ها کمی مهر در آستین داشته باشند و
دست ها فروشنده ی دوره گردی باشند
برای آنچه در آستین دارند.
فاجعه غزه تسلیت.
[ ]
+ نوشته شده در ساعت 2:1 توسط نرگس کیان
امروز دقیقا ساعت ۱۱ ظهر ۲۰ سال و ۱۴ روزم می شود
خوشحالم
به خاطر موارد ذیل :
۱. خدا هست
۲. زنده ام
۳.عاشقشم (همونی که هست)
۴.مورد ۲
۵.نمی دونم چرا
۶....
[ ]
+ نوشته شده در ساعت 1:43 توسط نرگس کیان
انگشتانم را بر پوست کشیده شب می کشم
چراغ های رابطه تاریکند
کسی مرا به آفتاب معرفی نخواهد کرد
کسی مرا به میهمانی گنجشکها نخواهد برد
...
پرواز را به خاطر بسپار
پرنده مردنی است.
از " فروغ فرخزاد "
باز برای بیستمین بار ۱۴ دی رسید
و من طبق سنت های عزیز خودم صبح را با فکر روز تولدم شروع کردم
، از بین احساسای متفاوتی که داشتم
حس غربت بیشتر از همه خودنمایی کرد
بالاخره کلاس زبان تمام شد و به دنیای افکار خودم برگشتم و
باز تو این فکر هر ساله غرق شدم که چرا کسی نیست؟
بلند بلند آهنگ خواندم از خیابان های شهر فرار کردم به
چهار دیواری خودم برگشتم
باز این دلتنگی لعنتی داشت خفم می کرد
به خواب پناه بردم
بیدار شدم و باز طبق سنت هر ساله یک دل سیر گریه کردم
و بعد از کمی شادی باز روی ماه غم را بوسیدم
بعد به فکرم رسید آپ شوم
که خب شدم
الانم میروم که یکی دیگه از سنت ها را به جا بیارم
خریدن کادو برای خودم
و ...
شاید سنتی دیگر

[ ]
+ نوشته شده در ساعت 17:36 توسط نرگس کیان
دیوار بتنی کمی رحم داشته باش
دو مورچه عاشق با هم قرار دارند.
[ ]
+ نوشته شده در ساعت 7:23 توسط نرگس کیان

شبهاي تاريکم يک به يک مي گذرد ، حتي روزهايم هم تاريک شده است از اين همه تاريکي دلم گرفته
احساس خفگي مي کنم ، کاش نوري بود که روز و شب مرا روشن کند
از همه چيز خسته شدم چقدر بي دليل بخندم و خوشحالي خود را نشان دهم وقتي در دلم غوغايي وجود دارد که خودم هم از آن ترسيده ام
دلم ميخواد فرياد بزنم با اين که دور و ورم شلوغه احساس تنهايي مي کنم چون کسي که مي خوام کنارم نيست تا منو آروم کنه از نبودنش دلم گرفته ، احساس مي کنم غصه تمام وجودمه
خدا مگه من چه گناهي به درگاهت کردم که داري اين جوري منو مجازات ميکني
ديگه دارم خفه ميشم
خدايا به دادم برس ای دردمند مستمندان
اللهم عجل لولیک فرج
[ ]
+ نوشته شده در ساعت 7:20 توسط نرگس کیان
تا قبل از رسيدن وتو ضربه اي كه به من زدي
درست مثل
ليمو شيرين

[ ]
+ نوشته شده در ساعت 0:30 توسط نرگس کیان
یکی از سرنوشت
یکی از سرگذشت
یکی از سرنوشت
که آب از سر گذشت
پرنده مردنی است
چقدراین آشناست
پرنده پر کشید
پرنده زد به دشت
پرنده پر نداشت
پرنده بال زد
پرنده دور شد
پرنده هفت - هشت
پرنده زد به دشت
پرنده بال نداشت
سه شنبه 8/8
امین پور در گذشت.
از پیمان صفردوست
...اگرچه ديره
اما به موقع است

يادش هميشه سبز
[ ]
+ نوشته شده در ساعت 15:5 توسط نرگس کیان
روز به روز خیابانی تازه تر برای
نزدیک تر شدن ٫
نمی دانم چرا هر روز که می گذرد از هم دورتر می شویم.

[ ]
+ نوشته شده در ساعت 13:56 توسط نرگس کیان
گرانبهایی می گردم
خدا از دل جیبم بشنود
تو را همه جا می بینم پشت شیشه ها
از کنارم که با عجله می گذری
و البته به رسم ادب شماره ای تعارف می کنی
تا میخواهم بگویم
ممنون ، میل...
کسی می پرسد لیلی تویی؟
[ ]
+ نوشته شده در ساعت 15:47 توسط نرگس کیان

چند وقتیه یه حفره عجیب تو ناشناخته ترین قسمت وجودم حس می کنم
مدام از همه چی بیزار میشم اما بازم با تارهای ریسمانی پوسیده خودمو به
جریانی که نمی شه متوقفش کرد وصل می کنم و به سرچشمه التماس
می کنم که حتی شده علف هرزی اما پیش او باشم اما او نگاهی می کند
و انگشت سبابه اش را روی لبش می گذارد ومن باز در سکوتی که پشت
فریادهایی ناگهانی گم می شوند غرق می شوم و از دکتر قلبم می پرسم
آیا امیدی هست؟
پاسخش نگاهم را دوباره به او جلب می کند
از دست ما کاری ساخته نیست
فقط دعا کن
[ ]
+ نوشته شده در ساعت 21:4 توسط نرگس کیان
نه
نمی خواهم زحمت با من یکی شدن ، ما شدن را به خودت بدهی
فقط
بیا تا انتهای کوچه زندگی برویم
واز بید عاشق کمی جنون بخواهیم.
[ ]
+ نوشته شده در ساعت 0:8 توسط نرگس کیان
کاش
کفش ها هوس رد شدن از روی قانون به سرشان بزند.

[ ]
+ نوشته شده در ساعت 0:3 توسط نرگس کیان
از قاب شيشه اي آمدنش را تماشا مي كنم چه آرام و نرم بر سر عابران مي بارد دلم
بخاطر سپيدي و زيباييش مي سوزد چه عمر كوتاهي دارد اما چه زيبا مي ميرد از
حرارت آغوش زمين آب مي شود در دل آرزو مي كنم كاش بماند دوست دارم طعمش
را بچشم وقتي كنار شيريني شهد بهشت را يادم مي آورد چقدر آرزوي آمدنش را
داشتم و حالا كه آمده كمي احساس سرما مي كنم گرماي مطبوع اتاق تن خيالم را
گرم مي كند چه احساس دلپذيري دارم كم كم روز به شب لبخند مي زند عابري
ساعتي است منتظر است و گه گاهي چند قدم بر مي دارد و دوباره زير چراغ مي
ايستد ، كسي نزديك مي شود ؛ قدم ها يش درون جای پاي عابر جا مي گيرد و
نگاهشان در هم گره مي خورد انگار جرقه دارد چراغ روشن مي شود و كمي بعد
آهنگ تيتراژ فيلم را مي شنوم ، از گرما كلافه ام پس كي تابستان تمام مي شود.
[ ]
+ نوشته شده در ساعت 21:33 توسط نرگس کیان

من اینجا نشسته ام کنار ادم های اتو کشیده
اما در خیالم در آغوشت چروک مشوم
آنقدر که تو همه جا مرا در جیب کوچک پیراهنت گذاشته
و با خودت می بری
چقدر جای خوبی هستی
دستانت را خیس کن و کمی بالا بپر
مرا هم به هوا بیانداز
کمی دلم گرفته است.
[ ]
+ نوشته شده در ساعت 15:48 توسط نرگس کیان
تو همیشه در لاین سرعت می رانی
و من برای رسیدن به تو قوانین را زیر پا می گذارم
شاید حتی تصادف شدیدی کنم
اما چون مقصد تویی بهایش را می پردازم.

[ ]
+ نوشته شده در ساعت 15:43 توسط نرگس کیان







